باز باران بی ترانه * گریه هایم عاشقانه
برخورد بر سقف قلبم * یادم ایام توداشتن
میزند سیلی برصورت * باورت شاید نباشد
مرده است قلبم ز دستت * فکر آنکه باتو بودم
باتو بودم شاد بودم * توی دشت آن نگاه
***گم شدم در خاطراتت***
دستم بوی گل میداد...
همه من را به جرم چیدن گل محروم کردند...
اما...
هیچکس نگفت...
شاید گلی کاشته باشم در باغچه ی دل...
ادامه مطلب
رد پایم بی صداست * عشق من بی انتهاست *
ردپای اشکهایم را بگیر * تا بدانی خانه عشق کجاست *
**********
آه!!! ای عشق تو در جان و تن من جاری است...
دلم آن سوی زبان.....
یاتو آیا داری.....
وعده ی دیداری؟
چه شنیدم....؟
تو چه گفتی...؟
آری!!!
**********
ادامه مطلب
